به یاد یگانه مجید شر عالم :دی

می تونم بگم مجید شر از اولین دوستای وبلاگی من بود اونزمان من اینجارو آپ

نمی کردم شاید بتونم بگم وبلاگ مجید و صمیمیتش باعث شد دوباره بیام سراغ

وبلاگنویسی. طبق عادت همیشگی که وارد ١وبلاگ میشم اول توضیحات

 وبلاگش رو خوندم خیلی به نظرم خاص اومد قوانین وبلاگش . برعکس اسمش

مجید شر) شرارتش مثل جوونهای شرور کوچه و بازار نبود و بیشتر شر و

شیطنت ١بچه مدرسه ایه شر و شیطون بود.وبلاگش هرروز آپ میشد و فکر

می کنم رکورد داشت توو این زمینه. نه اینکه فکر کنی فقط ١جمله مینوشت و

هرروز آپ می کرد، نه! هرروز از روزانه هاش مینوشت و همیشه بیشتر از ٢،٣

پاراگراف میشد. شیفته ء پستهای آدینه اش بودم.خیلی با احساس مینوشت

اصلا نمی تونستی تصور کنی این حرفا و دلنوشته ها و شعرهارو ١پسره شر

نوشته. عاشق کارش بود و همیشه از جونو دل واسش مایه میذاشت و

هیچوقت کم کاری نمی کرد. اکثر دوستا و همکارانش رو با اسمهای مستعار و

جالبی معرفی می کرد غیر از علی آقا که معلوم بود خیلی آدم متشخصی بوده برای مجید.

خیلی جالب و با آب و تاب مراسم خواستگاری و آشناییشو برای ازدواج تعریف می کرد حتی مثل سریالای ایرانی چند قسمتی میشدنیشخند همیشه از دوستان وبلاگیش نظر خواهی می کرد.

خلاصه می تونم بگم انقدر ساده و خودمونی بود  که حس می کردیم ما هم

داریم با اون توی دنیای اون زندگی می کنیم.

هر شب هم که به وبلاگش سر میزدیم اگه هنوز آپ جدید نذاشته بود کامنت میدادیم که ساعت 12 داره میشه ها چشمک 

همه زندگیش از روی برنامه بود حتی من 1بار بهش گفتم مثل شلمان می مونینیشخند

متاسفانه 1شب به وبلاگش سر زدم و بر عکس همیشه آپ نشده بود.فرداش

هم همینطور و چند روز بعدش. تا وقتی از طریق دوستان مطلع شدم به خاطر

مسائل مربوط به انت.خابات که گاهی نظراتش رو توی وبلاگش مینوشت

بازداشت شدهناراحت و الان به حکم تبلیغ علیه نظ.ام بیشتر از 3هفته اس زندانیه .

مجید فقط بخاطر آزاد ی فکر و قلمش داره سختترین روزهارو تحمل می کنه و

 همیشه امیدوار و پر انرژی و شاد به ماها انرژی میداد

از مجید گفتن کار راحتی نیست و گفتن درباره خودش و روحیاتش توی 1پست

نمی گنجه من فقط تا اینجا تونستم کمی از حسهای خوبی که بهم توی این 1

سال و  اندی منتقل کرده بگم.

به یادتیم و منتظر دیدار دوباره اتلبخند

 

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تربـچــــــــــه و پیــــــازچه

[نیشخند]ممنون بابت لطفت عزیزم نه بهش شادباش ندادم[مغرور]

یاسی

سلام الهام جان چقدر خوشحالم که دوستان مجید اینقدر اینچنین با مرام و معرفتن و به یادش هستن و همه دارن از خوبی ها و مهربونیهاش حرف میزنن. تو هم دوست خیلی خوبی هستی.مطمئنا مجید از دیدن این همه محبت و لطف دوستانش خوشحال میشه. واقعا تو یک سال و اندی با مجید آَنا هستی؟چقدر زمان زود می گذره من فکر میکردم فقط چندماهی میشه.....کاش برای مجید هم زمان زود بگذره و هر چه زودتر برگرده به جمع دوستانش. این شلمان گفتنت خیلی باحال بود.منم حس میکنم این به شخصیت مجید میخوره[نیشخند]چقدر جای مجید خالیه[گل]

آیدا

لینک شدی خانووووم [ماچ][ماچ]

همراز_مروارید

salam dostam jedan moteasefam ke zendani shode in dostet rastesh delam khast ba in adame fogholade ashna besham, beharhal omidvaram harche zootar sahiho salem bargarde. rasti mamnonam ke behemon sar zadi [گل]

مجتبی

[گل][گل]

ساناز

دیدی الهام جونم دیدی همه چی تمام شد دیدی.............[گریه]

ساز خدا

سلام دوست من...........می خواهیم با هم دعا کنیم و بر دعای هم امین گوییم..........چشم به راهیم[گل]

مریم

سلام الهام..ممنونم ازحضورسبزت توی وبلاگم..و کامنتت..واقعا راست گفتی مجید یگانه شرعالم بود..وهرکسی میتونست راحت باهاش ارتباط برقرارکنه اصلا آدم پیش مجید چطورارتباط برقرارکردن بادیگران را یاد میگرفت..و وبلاگشم من توی پستم گقتم دیگه به چی توصیف کرده بود.. همچنان امیدواروباتوکل به خدا منتظربازگشت پیروزمندانه مجید درجمع دوستان بامعرفت ومهربون وخوبش هستیم..بازهم ممنون.. شاد وموفق باشی..

ساز خدا

می خواهیم با هم دعا کنیم و بر دعاهای هم امین گوییم..............چشم به راهم دوست عزیز[گل]

دوست قدیم مجید شر

سلام به صورت اتفاقی وارد وبلاگت شدم و از خوندن مطلبت تعجب کردم! منم یکی از دوستان مجید بودم. به صورت تصادفی و به خاطر سیاست باهاش آشنا شدم. مجید مخالف نظام بود و من موافق. خیلی با هم کل کل می کردیم. با خوندن مطلبت تمام خاطرات اون موقع زنده شد. مجید هر روز آپ می کرد و خواننده های ثابتی داشت که وفادارترینشون یاسی بود. نیلوفر، لاغر مردنی، فرزانه، رامونا، تبسم و خیلی های دیگه... ممنون که خاطراتم و زنده کردی