خواب بهشتی

نمی دونم تا حالا ازین خوابهایی که توش پر از آرامشه دیدین یا نه؟!

ظهر به خاطر کسالت کوچولویی که داشتم دراز کشیدم و کتاب می خوندم که

 حس کردم خیلی خوابم میاد.خوابیدم. انقدر این خواب شیرین و لذت بخش بود

که وقتی بیدار شدم حدود ٣ساعت گذشته بود

خواب میدیدم که خوابم و از بیرون صدای آقایی میاد که داره چند بیت شعر می

خونه و تحلیلش می کنه و اسم شاعرش رو معرفی می کنه.حس کردم این آقا

باید یه آدم پخته و مو و ریش سفید باشه(آخه نمی دیدمش خب) انقدر بیتها رو

واضح می خوند که من توو عالم خواب می تونستم تحلیلش کنم و ازش لذت

ببرم.حتی توو دلم تکرارشون میکردم تا حفظ کنم و سریع بلندشمو رو کاغذ

بنویسمشون و حتی فکر می کردم همینطور که خوابمو چشمم بسته اس

دارم مینویسمشون ولی وقتی بیدار شدم فهمیدم که همه چی خواب بوده.

(البته آخر خوابم که انگار ١خواب دیگه بود اصلا شیرین نبود و یه جورایی عذاب توش داشت)

با میس که romanza فرستاد واسه اعلام اینکه داره میره سره کار بیدار

شدم.بهش مسیج دادم و براش خوابمو تعریف کردم.اونم خیلی خوشحال شد و

 گفت :چه خواب بهشتی .این حرفش بیشتر باعث شد از خوابم لذت ببرم

 و حس آرامش بیشتری داشته باشم

قبلا ازین خوابها زیاد میدیدم بیشتر صدای ساز شنیده میشد ولی تا حالا

اینطوری نبود که صدای شنیدن شعر باشه.حس کسی رو دارم که اولین تجربه

از یک چیز شیرین و دلنشین رو داره

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیدا

والا من دیشب هی دور ِ موضوع ِ انتخاب واحد خوابای فوق ِ طلایی میدیدم !!!!! هی خواب میدیدم جا موندم کلاس ا همه پر شده من هیچی گیرم نیومده !![ناراحت]

مجتبی

[گل][گل]

آریان

با سلام دوست من از ياد مبر پشت هر كوه بلند ، سبزه زاری است پر از ياد خدا و در آن باز كسی می خواند… كه خدا هست…خدا هست هنوز… ماه من غصه چرا ؟!

مجتبی

[گل][گل]

امید

سلام...بعد از 10 ماه اومدم دیدم هنوز یه جایی دارم که توش آروم شم...کاش این 10 ماه من هم مثل خواب تو بهشتی بود...ولی ... مرسی که لینک وبلاگم هنوز تو وبلاگته...

آلما

آره. باید خیلی حس خوبی باشه. منم از این خوابا خیلی می دوستم

مجتبی

[گل][گل]

ملینا

سلام الهام جون داستان جدیدمو(قصه عشق) شروع کردم[قلب][لبخند]