هستم

نمی دونم چرا یه مدته اینطوری شدم.نوشتنم نمیاد انگار فقط دوس دارم

بخونم.یا شاید حس میکنم حرفی واسه گفتن ندارم.شایدم مثل قبل نمی تونم

احساسمو اینجا بنویسم. آدما چقدر روحیات انعطاف پذیری دارن!


پراکنده نویسی:

توو این 1سال و چند ماهی که گذشت تجربیات تازه ای درباره خودم پیدا کردم.از

کار خونه مثل ظرف شستن خوشم نمیاد.از آشپزی علاقه و استعدادی توو

پخت انواع خورشت ندارم.از شیرینی و کیک پختن هم همینطور.ولی در عوض

به پخت نون خیلی علاقه و استعداد نشون دادمنیشخندمثل بازی میمونه واسم یا

شاید یه جور تفریح.

هر چی کار خونه حوصلمو سر میبره ولی در عوض کارای عجیب غریبی که

شاید یه خانم نتونه یا نخواد انجام بده رو من انجام میدم.مثل نجاری!نگفته بودم

منو رومانزا توو خونه نجاری میکنیم؟!متفکر خیلی کار جالبیه.البته با ام.دی.اف کار

میکنیم. نمی تونم هیچکدومتونو تصور کنم که حاضر باشین یکی از اتاق

خوابهاتونو به عنوان کارگاه نجاری استفاده کنین.ولی ما اینکارو کردیم.وقتایی

که کار داریم این اتاق که الان اسمشو گذاشتم اتاق زندگی تبدیل میشه به

کارگاه نجاری.(بعدا ازین اتاق زندگی تعریف خواهم کرد)

تا حالا 4تا میز ال.سی.دی ، 3تا جاکفشی ،1پاتختی ،2تا میز وسط مبلی و میز

عسلی ،2 تا کمد،1جاکتابی و 1جابرنجی ساختیم.

اینم بگم که نه من از نجاری چیز خاصی میدونستم نه رومانزا.این ایده رو

رومانزا مطرح کرد منم چون خیلی بهش اعتماد دارم قبول کردم.رومانزا وقتی

سرباز بود توو یه شرکت کارای طراحی ام.دی.اف رو انجام میداد ولی هیچوقت

توو کارگاه کار نکرده بود با این حال این ریسکو کردیمو واسه خودمون دست به

کار شدیم.اول با میز ال.سی.دی شروع شد.کم کم بقیه وسایلمونو ساختیم و

هر کی میومد میدید علاقه مند میشد و بهمون سفارش میداد.پایان کارمون هم

خیلی بهتر از کارهای بیرون بود و هستاز خود راضی(یکم از خودمون تعریف کنم زبان)

خلاصه که گاهی با اینکار سرگرمیم . حالا بماند که رومانزا کارهای دیگه ای هم

انجام میده و من کلا در عجبم از این بشر! آدم انقد کنجکاو و با استعداد!کلا

نابغه!عینکگاهی خوبه آدم همسر همه فن حریف داشته باشه هااز خود راضی

خودمان تحویلگیرم تمامنیشخند

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسی

بابا خانواده دکتر ارنست !!!!!!!!بابا همه فن حریف[قهقهه] نمیری الهام مردم از خنده حالا اینا که میسازین میفروشین یا ..ارزون حساب کن مشتری شیم [نیشخند] میگم حالا خودت نمیخوای رخ بنمایی هیچ ! میشه به این رومانزابگی یه سر بیاد 100 کیلومتر اینورتر یه تنی به تن شوی ما بزنه یه ذره ! یه ذرررررررررره اینم یه چیزی بشه ؟!بجان خودم از زیندگانی فقط کتاب میشناسه و بس !! دریغ از یه پیچ که بتونه سفت کنه[منتظر]

مانلی

من اینجا یه کامنتی نذاشته بودم احیاناً؟ من اینجا نگفته بودم به به چه زوج هنرمندی احیاناً؟ این پرشین بلاگ بازم کامنت خورَک گرفته احیاناً؟

سبا

سلام آقا مجيدوبلاگ جديد مريم جان وميخواستم داريد شما؟سباهستم

navid

hanoz nemikhaiy benvisi?[گل]

فاطمه

سلام خوبی؟ وبلاگت را دوست دارم حالا چند تا عکس می زاشتی از نجاری هات هاها؟ پست های این صفحه را تا آخر خوندم

فاطمه

سلام مجید جان از وقتی وبلاگم مسدود شد خبری ازت نداشتم تا الان کامنتتو اینجا دیدم ادرستو به منم بده .نمی دونم اصلا ادرسی داری یا نه؟ منتظرم

یاسی

تق تق تق نجاری ه الهام اینا ؟؟؟ کسی خونه نیس؟؟؟؟ [متفکر]

یاسی

مجید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [تعجب]اسم جدیدته ؟ نگو که کلآ اصالت و جنسیتت رو زیر سوال ببرما [ابرو][منتظر]

ماریا

ما که جز شب عروسیمون دیگه به خودمون برفی ندیدیم جای منم بازی کن [نیشخند]