عنوان ندارد

توو پست قبل داشتم از لحظات لذت بخش اردیبهشت شمال میگفتم که خبردار شدیم یکی از خواهران مجرد رومانزا قراره مزدوج بشه و چه نشستی که یه مراسم عقدکنان با تمام مخلفاتش منتظرننیشخند منم ازونجاییکه رگ خودشیرینیم به جوشش درومده بودو امونمو بریده بود گفتم ازین لذت چندروزه دنیا بگذرمو برم واسه مراسم که تا مورد غضب واقع نشیم و بلکه موجبات لطف و مرحمت در آینده رو واسه خودمون و آیندگان فراهم کنیم باشد که رستگار شویمعینک.از خدا که پنهون نیس از شما چه پنهون بازم به سبب قلیان(غلیان)خودشیرینی پیشنهاد تزیین اتاق عقد رو هم دادیم تا 1در دنیا و 1000 در آخرت را بینصیب نشویم(از شوخی گذشته این یه مورد بخواسته مامان رومانزا بود که همش از سلیقه م تعریف میکرد( خودشیفته هم خودتیزبان!))

خلاصه ما که تازه بارو بنه زمین گذاشته بودیمو قسط ماندن چندین روزه و شاید چندین هفته ای داشتیم کاسه و کوزه مان را جمع کردیمو روانه دیار غربت شدیم تا پس از چندی به دیار رومانزا عزیمت کنیم.

غرض از روده درازی این بود که دوستان بدانید و آگاه باشید که ما فقط همان 1هفته شمال بودیمو غیبت 1ماهه مان دلیل بر خوش گذرانی در شمال نبوده و نیست.و اکنون که خرداد شده و فصل ازگیل، دلمان لک زده برای این میوه لذیذ و نادر.نادر نه برای دوستان تهرانی که همه چیز در دسترسشان است برای ما غربت نشینهای دور از خانه.اینجا حتی نمیدانند ازگیل چیست و حتی به وجود همچین میوه ای در ایران شک دارن.

در اینجا دلمان فقط به ریواس نیشابور خوش بود که اولین و آخرین بار 2سال پیش طعمش را چشیدیمو همچنان در انتظاریم که روزی رومانزا با دستانی پر از ریواس در بگشاید... باشد که آرزو به دل نمانیمنیشخند

پ.ن:از نظر من هر فصل یا هر ماه با طعم خاص میوه ای خاص معنا میشود.پس لطفا این پست خوشمزه را دلیل بر شکموو بودنم ندانید هر چند که منکرش هم نمیتوانم شد!خجالت

پ.ن 2: خودم هم نمی دانم چرا این پست را اینگونه و با این زبان نوشتاری نگاشتم. ملالی نیست دعا کنید حتما خوب میشویمابله

/ 8 نظر / 10 بازدید
زهره

من خودمو آماده کرده بودم که ادامه جریان عقد رو بخونم لذا خیط شدم :))))

سلام الهام حالت خوبه؟ ایشالله همیشه با شادی و عروسی. تبریک میگم. آره خداراشکر که بخیر گذشت دوران حبس ما . ایشالله برای هیچکی پیش نیاد .

ژهره

[ماچ][گل]

ژهره

[گل]

نوید

آی هوای شمال و بعد از ظهرهای داف و آب تنی و میوه های بعد نهاری ارزمونه[لبخند]

ژهره

پس چرا مطلبی مرقوم نمی فرمایید؟

زهره

خب یه حسی چیزی از یه جایی پیدا کنید خب [نیشخند]