در انتظار نادر و سیمین

بالاخره پس از مدتها که از تعریف و تمجید از فیلم جدایی نادر از سیمین میگذره

امشب قسمت شد ما هم این فیلم رو رووی پرده سینما ببینیم.خیلی هیجان

داشتم برای دیدن این فیلم چون واقعا دوست دارم وقتی میرم سینما با آگاهی

و تا حدودی شناخت از ژانر فیلم وارد سینما بشم.به نظرم تماشای فیلم توو

سالن نیمه تاریک سینما با اون پرده بزرگش یه لطف دیگه داره و یه جورایی

برام قابل احترامه .واسه همین هیچوقت دوست ندارم فیلمهای بیش از حد

سطح پایین از نوع طنز سینمای ایران که این چند سال اخیر واقعا معنای

واقعی فیلم طنز رو زیر سوال بردن  توو سینما ببینم حتی دیدن کپی اون رده

فیلمها رو هم دوست ندارم.


امشب بعد از مدتها رفتیم سینما.ازونجاییکه زیاد سینما نمیریم آخرین فیلمی که

دیدم رو یادمه: وقتی همه خوابیم ساخته بهرام بیضایی. که واقعا دیدنش برام

لذتبخش بود


نمی خوام از فیلم جدایی نادر از سیمین چیزی بگم.فقط در همین حد که واقعا

خوشحالم که تونستم این فیلم رو رووی پرده سینما ببینم.

از اولی که این فیلم شروع شد اشک ریختم تا همون لحظه آخر که دخترک

اشک میریخت و باید بین پدر و مادرش یکی رو انتخاب میکرد.این فیلم هیچ

صحنه نوستالوژیک برای من نداشت ولی به طرز غریبانه ای با همه

شخصیتهاش همذات پنداری میکردم.


خب اینهمه آسمون ریسمون بافتم که اینو بگم: سالن سینما بیشتر شبیه مهد

کودک بود.چرا بچه 3ساله یا حتی بچه ای که زیر 10سال هست باید بیاد و

همچین فیلمی رو تماشا کنه؟مگه نه اینکه اسم این فیلم گویای محتواش

هست؟!چرا اینقدر ما خونواده ها ظالم شدیم؟! چرا بچه ای به این سن باید

بشینه و داد و فریادها و حتی فحشهایی که واقعا از درون انسان درد کشیده

سرریز میشه رو  ببینه، حتی اونها رو تکرار کنه؟

من نمی خوام بگم بچه ها رو نباید برد سینما،نه!اتفاقا کاملا موافقم که بچه ها

باید سینما ،تئاتر و موسیقی رو توو اجتماع ببینن اما چیزی که به سنشون

بخوره . یعنی ما سینمای کودک نداریم؟تئاتر کودک نداریم؟ موسیقیه کودکان

چی؟!

من امشب آدمهایی رو کنار خودم دیدم که وقتی مردی درد کشیده از ناچاری و

درد به سر وصورت خودش میکوبید ،می خندیدند

من امشب کنار آدمهایی بودم که وقتی چهره پیرمردی که آلزایمر داشت که

حتی نمی تونست از جاش بلند بشه رو میدیدند،میخندیدند

من امشب آدمهایی رو دیدم که وقتی یک مرد از درد و استیصال یه کلمه فحش

رو فریاد زد، میخندیدند

 ولی من این چیزها رو که می دیدم فقط میتونستم اشک بریزم یا بغضمو قورت

بدم ،اونها چطور قاه قاه میخندیدند ؟!نمی دونم شاید من مشکل دارم و این

دردهای مردمی که اطراف من زندگی میکنند و توی این فیلم گوشه ایش به

نمایش گذاشته شده بود واقعا خنده داره!

الان بیشتر درک میکنم که چرا آلما ازینکه این فیلمو دیده ناراحت بود و دوست

نداشت تصویری از پدربزرگشو روی پرده سینما ببینه.ولی من خوشحالم چون

حالا بیشتر از قبل میتونم آلما و خیلی از کسایی که عزیزشون توو شرایط

پیرمرد این فیلم هست رو درک کنم

این فیلم حرف واسه گفتن زیاد داره ولی من نه آدم فیلم شناس حرفه ای

هستم نه منتقد فیلم فقط خواستم حس امشبمو بنویسم.

 

شاد شاد و شاد باشید

/ 8 نظر / 11 بازدید
آلما

دقیقا. منم از خنده آدما به اون پیرمرد خیلی ناراحت بودم. خیلییییی اما شاید اونا هم گناهی ندارن... شاید اونا هم اینقدر مشکل دارن که میخوان با این خنده یه کم از زندگیشون لذت ببرن... اما در مورد سینمای کودک... خداییش ما الان سینمای کودک نداریم... زمان ما کلی فیلم کودک بود. گلنار-پاتال-دزدعروسکها-سفر جادویی و... اما الان چی؟ یه قول خودت جز سینمای ظنزی که جز بدآموزی چیزی نداره چی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با این پستت موافقم

romanza

[ماچ] چقد ما همیشه با هم تفاهم داریم ها [قلب] به من میگن همسر خوبو [زبان] این مردم اینقد درد کشیدن واسشون عادی شده که خندشون میگیره از دیدن درد همنوعاشون. البته این فرهنگیه که مثلا باید با بالا رفتن سطح سواد پایین بیاد اما دقیقا نتیجه عکس داره میده تو ایران.... یعنی واقعا باید خندید به پیرمردی که از تخت افتاده و در حالت احتضار قرار گرفته؟؟!! ما همون مردمی هستیم که وقتی کسیمون میمیره تا 40 روز لباس سیاه میپوشیم و ریش نمیتراشیم و ....[قهر]

مجید شر

سلام الهام حالت چطوره؟ بابا همه دارند تعریف می کنند از این فیلم. نمی دونم قم اومده یا نه . برم بپرسم با سمیرا برم ببینم. منم آخرین فیلمی که بعد از طنز مزخرفی که جدیدا دیدم سگ کشی بود از بهرام بیضایی.. با راضیه هم رفته بودیم دیدیم. خیلی وقته سینمای کودک از بین رفته. بازم به کلاه قرمزی که یک عالمه بچه را می کشوند سینما . جدا آدمها به این چیزها می خندن؟ چقد بد . از بس دلها سنگ شده .

انسانم آرزوست

سلام . من وقتی تئاتر خیابونی رو براحتی می بینم واشک میریزم چرا برم فیلمش رو ببینم.؟؟ پس روضه ابوالفضل بوده وشما اشک ریختین وا ی....[ناراحت]

نازی

سلام الهام جون ممنونم از حضورت در جشن تولدم .... خوشحالم کردی ... وای چقدر دلم می خواد منم این فیلم و ببینم اما متاسفانه هیچ پایه ای واسه سینما رفتن ندارم ...... خوش به حالت .... [چشمک] که تو گفتی با نظرت در مورد بچه ها موافقم .... حالا اون چیزایی که تو گفتی به کنار و به جهنم که حرف بد یاد می گیرن [نیشخند] اینقدر سروصدا می کنن که نمی زارن آدم فیلم ببینه ... بازم مرسییییییییییی .... ایشاالله همیشه شاد باشی .. [ماچ]

یاسی

سلام الهام جون[گل] من هم هنوز قسمت نشده این فیلم رو ببینم.ولی باهات موافقم که اینجور فیلمها رو باید روی پرده سینما دید.آ×رین فیلمی که سینما دیدم پسر آدم دختر حوا بود... واقعا عجیبه که بچه های کوچک رو به سینما میارن....هنوز یاد نگرفتن ...خب وقتی برای فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله اون همه آدم بزرگ میرن سینما چیز عجیبی نیست این همه کودک هم فیلم آدم بزرگا رو ببینن[خنده] این فیلم فعلا روی پرده سینمای شهرمون هست.باید جور کنم برم ببینم.ولی ابوالفضل رو کجا بذارم؟[نگران]

یگانه

آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه ی انسان ها برابرند .(مارتین لوتر کینگ ) من آپم . بدو بیا که این پست ماله تو هست [ماچ]

مجتبی

[گل][گل] سلام الهام خوبی؟؟؟ من بلطف فیلم فجر این فیلم رو قبل از اکران دیدم به مه هم سفارش کردم که حتما ببینن تفاوت فیلم های گیشه ای با فیلم های پر محتوا اینه که زبون به زبون می چرخن و همه رو جذب می کنن آدم رو به تامل وا می داره این فیلم