غُرغُرانه :دی

نمی دونم چرا وقتایی که از نظر روحی حساس میشم از زمین و زمون برام

میباره. بعضی وقتا که بیشتر بهش فکر میکنم میگم شاید چون خیلی حساس

شدم و از دید حساسانه(؟!) بهش نگاه میکنم اینطوری ذهنمو درگیر میکنه و

توو تصمیم گیریهام تاثیر زیادی میذاره

چند وقت پیش استاد موسیقیم بهم پیشنهاد کرد که برای همایش

موسیقی  آموزشگاه ایکس من هم برم توی گروه و ساز بزنم(هیچوقت ساز

زدن واسه همایش آموزشگاهها رو که صرفا جنبه تبلیغاتی برای خوده

آموزشگاه داره رو دوست نداشتم.)

آخه من شاگرد خصوصیه استادمم چه معنی داره وسیله تبلیغات آموزشگاهی

بشم که هیچ صنمی باهاش ندارم.(الان کاملا معلومه که دارم از نگاه

حساسانه بهش نگاه میکنمو نظر میدم؟)

ولی به احترام استادمو درخواستش(البته چون جودی هم بود) و اینکه با نگاه

خوشبینانه به خودم گفتم که باعث پیشرفت بیشترم میشه و با چندتا نوازنده

جدید آشنا میشم قبول کردم.البته همون موقع تاکید کردمو پرسیدم که روز اجرا

 کی هست ولی استادم دقیق نمی دونست و میگفت آخرای شهریور شاید

مهر. من هم چون واسه بعد از ٢٢شهریور برنامه شخصی داشتم با دودلی

گفتم باشه میام.

به سلامتی و میمنت ۴شنبه هفته قبل ساعت ٣ظهر! تمرین داشتیم.من هم

چون باید مسافت ۴۵کیلومتری و طی کنم تا برسم به مقصد ساعت ١:۴٠

اوه راه افتادم تا به موقع برسمو آن تایم باشم.

بماند که نوازنده تار که اصلا نیومد نوازنده کمانچه هم که نمیومد سنگینتر

بود.چون من و جودی و علیرضا(هنوز واسش اسم کارتونی پیدا نکردمنیشخند)از 3تا

4:40منتظر موندیمو تمرین کردیم تا بیاد و کلافه شدیمو هرکدوممون کار هم

داشتیم دیگه بیشتر منتظر نموندیم.که ظاهرا به گفتهء بعضیا نیم ساعت بعد از

رفتن ما اومدمنتظر

این هفته هم به 1000و 1 دلیل نرفتم واسه تمرین .چون تصمیم دارم که دیگه

نرم واسه همین گفتم همون اول بگم نمیام خیلی بهتر ازاینه که بخوام وسط

کار جا بزنم.

این هفته باید با استادم صحبت کنم.احتمال زیاد خیلی دلخور بشه ولی من دلیل

زیاد دارم واسه نرفتنم . اولین دلیلش اینه که روز اجرا من شمال نخواهم بودعینک

دلم خیلی پُــر بود هانیشخند

/ 10 نظر / 5 بازدید
نوید

همه ما بایست اون]یزی که فکر میکنیم درسته باید بروز بدیم و نگران ناراحتی کسی نباشیم[گل]

مجید خوشدست

سلام الهام چوب كاري نفرماييد. دوست داشتني از خودتونه :دي. نخير اين سايت درست گفته. شماها به هم نمياييد :دي مگه اينكه جريمه اش را به من بديد. اون وقت من دعا م يكنم با هم بياييد:دي

مجید خوشدست

سلام الهام چوب كاري نفرماييد. دوست داشتني از خودتونه :دي. نخير اين سايت درست گفته. شماها به هم نمياييد :دي مگه اينكه جريمه اش را به من بديد. اون وقت من دعا م يكنم با هم بياييد:دي

تربـچــــــــــه و پیــــــازچه

عزيزم بازي وبلاگي تيترشه رمزيش كردم رمزو بزن سوالا رو ببين

عاطفه

[لبخند]سلام عزیزم،الهام خانوم،عروس خانوم!فکرای حساسو بذار کنارو به آینده ی نزدیکت فکر کن..حیف این روزا نیست! راستی میتونی حدس بزنی من کدوم یکی از کاربرای قبلت هستم؟یهو دلم خواست با اسم دیگم بیام..قبلا با1اسم دیگه و بلاگ دیگه ای همراهت بودم[شوخی]موفق باشی والبته خوشبخت[لبخند]

من و تو

سلام عزیزم:-* به نظر من اصلآ هم دیدت حساسانه نبود!:دی دلیلتم خیلی قانع کننده بود ![پلک][نیشخند][ماچ]

مجید خوشدست

سلام الهام حالت خوبه؟ به جاي اين آموزشگاه هاي زپرتي ميرفتيد براي بيماران سرطاني برنامه اجرا ميكرديد تا دل اين آدمهاي رنجور كمي شاد بشه. نيمه شعبان يك اركستر اومده بودن بيمارستاني كه خواهرم توش بود و كلي برنامه هاي شاد اجرا كردند. مي دونيد چقدر تو روحيه بچه ها تاثير داشت؟ ببينم حلقه اي كه خريديد گروتر دراومد يا كت و شلوار؟ واي من از حالا حوصله خريد را ندارم. مخصوصا با يك زن كه كلي آدمو تو بازار ويلون و سيلون مي كنه. [چشمک] 7 سالگي شورع عشقتون هم مبارك. يعني تو از من قديميتري تو وبلاگ نويسي ؟ [تعجب] حالا راستشو بگو. 7 سال تو و رومنزا صبر كرديد كه چي بشه؟ چرا زودتر اقدام نكرديد؟ لابد رومنزا كار نداشت و سربازي و اينجور حرفا؟ چه صبري شما داشتيد. آره شهر با شهر فرق مي كنه د رزمينه فرهنگ اداري. مثلا تو شهر ما ثبت احوال نمي ذاره اسامي ايراني اصيل بذاريم. كافيه بگيم كوروش اونوقت طرف يك دفتر جلوت مي ذاره و ميگه بايد از بين اين اسامي انتخاب كني. همش هم عربي. مهريه هم همين طور. تو شهر شما يك جور فرهنگه ولي تو شهر ديگه يك جور ديگه. آخه چه جالب Ali & Eli منم بايد دنبال يك زوج باشم كه به اسم من بخوره. م

نیکو

سلام الهام جون ای بابا از همون اول رد میکردی انقدر از معطل و انتظار بدم میاد که حد نداره تو دیگه داری عروس خانوم میشی قول و قرار نذار[قلب]

عاطفه

نه عزیزم دعوا نداره که![لبخند]خب حق داری من قبلا با1اسم دیگه و یک بلاگ دیگه مزاحمت میشدم..اون موقع (یعنی تا پستای قبتی که میومدم)اسمم فرق داشت.