آخرین ها

نمی دونم تا حالا شده چهرهء آشنا ترین کس یه روزی برات غریبه بشه؟

 طوریکه وقتی عکساشو می بینی احساس غربت کنی؟!

تا حالا شده حس کنی این لحظه آخرین دیدارت با کسیه؟ حتی اگه آخرین دیدار

نباشه!

تجربه ء آخرین صداها رو داری؟ آخرین نگاهها؟ آخرین احساسها؟ آخرین

خاطرات...

اگه اخرین ها رو تجربه کرده باشی می بینی بعد از اون نقطه ء آخر همه چیز

تموم میشه ولــــی فراموش نمیشه!

 

MARMOLAK

   برای  romanza

  یادش بخیر. مسافر بودی مثل همیشه.من از پنجره ء سپیدار رفتنت رو با بغض درونم

دنبال می کردم.لحظه ای ایستادی.برگشتی.نگاهم کردی و دست تکون دادی...

کاش سپیدار همیشه برای من بود. حالا که نیست ولـــــــی تمام خاطرات شیرینش

برای من ابدی شده.

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من و تو

سلام عزیزم، گفتی آخرین احساسا !! بارها تجربه اش کردم. [ماچ]

انسانم آرزوست

سلام دوست من. با بازشناسی شخصیتهای قلعه حیوانات در خدمتم[گل][لبخند]راستی یه تور گردشگری بذار بیاییم اون مناظر زیبا رو ببینیم[سبز]

مالزی نشین (مانیا)

حس کردم برام غریبه میشه و اون لحظه غصه اش رو هم خوردم، ولی شکر خدا نشد...[چشمک]

اسب سفید رویاها

اره تجربه کردم خیلی هم تجربه کردم تو اون لحظه فکر کنی خیلی کار سختی و فکر می کنی اصلا نمیتونی این درد جدایی تحمل کنی ولی بعد از یه مدت برات عادی میشه یعنی بهش عادت میکنی ولی فراموش نمیکنی

نوید

سلام خوبی؟ بعضی از اینها رو ومقداریش رو تجربه کردم تلخ بود.[گل]

نوید

ما با هم کم پیدا شدیم مگه نه؟[لبخند]

ساز خدا

با شعری از حضرت مولانا حافظ شیراز و آهنگی از خود به روزم..............مرا بشنوید دوست من[گل]