خاطرات برفی 1

هفته ای که گذشت 3روز برفی داشتیم طوریکه همه جا سفیدپوش شده بود و

صد البته من هم غمباد گرفته بودم به خاطر سردی هوا و خونه نشینی. وقتی

برف میبارید و برف بازیه بچه ها رو توو محوطه تماشا میکردم ، بلند گفتم اینا دور

از چشم ماماناشون اومدن توو حیاط. ، ولی توو دلم آروم میگفتم خوش به

حالشون کاش منم میتونستم برم پایین.رومانزا که فقط جمله ای که بلند گفته

بودم رو میشنید سریع  گفت هوس نکنی بری توو کوچه هانیشخند(چون میدونس اگه

یه تعارف کوچولو هم کنه که میخوای بریم بیرون یکم برف بازی من سریع حرفشو از توو

هوا میقاپیدم زبان)تا اینکه اینقدر به این پنجره زُل زدم که گف اگه خودتو حسابی

بپوشونی و لباس گرم بپوشی میتونی از برفای لبه پنجره یه آدم برفی کوچولو

درس کنی.منم که دیگه ذوقیدمو کلی خوشحال که از توو اتاق میتونم برف بازی

کنمو خیلی سردم نمیشه.خودمو مجهز و مسلح کردم و پنجره رو باز

کردم.چنان هوای سردی خورد توو صورتم که اشک توو چشام جمع شد تند تند

تن آدم برفی رو درس کردم،سرشو رومانزا درست کردو واسه چشاماش 2تا 

دونه ماش آورد چسبوند.انقدر سردم شده بود که ترجیح میدادم زودتر پنجره رو

ببندمو بپرم بغل بخاری.آخرش هم یه آدم برفی بند انگشتی با 2تا چشم ماشی

نشست پشت پنجره اتاقمون و با چشماش بهمون نگاه میکرد .



 

خیلی بامزه بود

همش میرفتم از پشت پنجره نگاش میکردم با اون نگاهای ملتمسانه ش نگام

میکرد انگار میخواس بگه منو بیار توو خونه اینجا هوا خیلی سرده افسوس منم

بهش میگفتم غصه نخور اگه بیای توو ،دیگه هیچی ازت نمی مونه ولی من

تنهات نمیذارم میام بهت سر میزنم تا غصه نخوریمژه

 

خلاصه اونشب  آدم برفی بند انگشتی شده بود سرگرمیه تنهاییه منخجالت

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
navid

همیشه روزهای برفی و آفتابی خوب و خوشی داشته باشی الهام خانوم [گل][گل]

زهره

آخیییییییییییییی چه نازهههههههههههه

بهناز

چه فدر بامزست ادم برفی بتد انگشنی[زبان]

بهناز

چه فدر بامزست ادم برفی بتد انگشنی[زبان]

آدمــ‌ ـک

تازه ازدواج کردین ظاهرن؟درسته؟ چقدر با احساسی شما !درمورد اون ادم برفیه میگما[نیشخند] خوش به حال رومانزا خانتون!دعا کن منم تا ولنتاین بتونم رضایت عشقمو بگیرم که تنها نباشیم[لبخند] بهم سربزن و نظرت رو درباره تبادل لینک بگو دوست عزیز. فعلا

نسترن

خیلی خوگشله اما چه طوری نفس میتشه هاااااااا[سوال]

نسترن

خیلی خوگشله اما چه طوری نفس میتشه هاااااااا[سوال]

زهره

نیستیاااااااااااااااااااااا [متفکر]