رنگین کمان

بهار امسال برای ما (من و رومانزا) بهار رنگین کمونی بود.

برای اولین بار رنگین کمونی دیدم که کمونش کامل بود.همیشه وقتی این

منظره زیبا و رنگی رو میدیدم  یا سرش نبود یا وسطش یا دنباله شنیشخند نه اینکه

نبوده باشه ها.. نه.. حتما بوده ولی توو دیده من نبوده یا پشت کوهی درختی

چیزی قایم میشده.وقتی واسه اولین بار این منظره رو کامل دیدم توو جاده

بودیم توو کویر... بیشترین هیجانش وقتی بود که مثل توو قصه ها و رویاها از

زیر این کمان زیبا و رنگارنگ رد شدیم انقدر دوست داشتنی بود که 2تا چشم

داشتم چنتا دیگه هم قرض کردم و با تمام وجودم اون لحظه هارو بلعیدم


دو دفعه دیگه هم وقتی خونه بودیم از پشت پنجره رنگین کمون زیبا رو دیدیم

واسه همین بهار امسال برای ما بهار رنگین کمونی بود و لذت بخشقلب


این عکس رو از پشت پنجره اتاقمون گرفتم واسه همین زیاد کیفیت نداره اوهعینک

/ 7 نظر / 59 بازدید
زهره

وای چه قشنگه منم تاحالا رنگین کمونی که از روی زمین شروع شه رو ندیده بودم :)

آلما

بسیاااار زیباااااا

یاسی

کم کم دارم خونتونو پیدا میکنم [نیشخند]یه دوتا عکس دیگه بذاری حـــــــــــــــــــــــــــــله ![خوشمزه] از این به بعد هربار از ن رد بشیم چشامو چارتا میکنم تا این ویو رو پیداکنم [نیشخند]

یاسی

آدرست کجا بود ! تو ام زرنگی از یه نمایی عکس میذاری که من پیدات نکنم[نگران]نامرد من میخوام پیدات کنم[گریه]

زهره

[ماچ]

یاسی

سلام الهام جان خوبی؟ هیچ معلوم هست تو کجایی؟ چرا خبری ازت نیست. بد نیست یه دستی به سر و روی بولاگت بکشی ها.خیلی وقته به روز نشده. تو نمیخوای عروسی بگیری و دعوتمون کنی[لبخند][گل]